سيد محمد دامادى
290
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
چو نورِ آفتاب از شب جدا شد * ترا صبح و طلوع و استوا شد دگر باره ز شرقِ چرخِ دوّار * زوال و عصر و مغرب ، شد پديدار ز خور ، هر دم ظهورِ سايهيى شد * كه آن معراجِ دين را پايهيى شد زمانِ خواجه ، خطِّ استوا بود * كه از هر ظلِّ ظلمت ، او جدا بود چو خطِّ استوا بر قامت آراست * ندارد سايه پيش و پس ، چپ و راست چو كرد او بر صراطِ حق امامت * به امرِ « فاستقم » مىداشت قامت ورا قبله ميان شرق و غربست * از اين رو در ميانِ نور ، غرقست نماند سايه كردارِ سياهى * زهى نورِ خدا ، ظلِّ الهى به دستِ او چو شد شيطان مسلمان * به زير پاىِ او ، شد سايه پنهان مراتب جمله ، زيرِ پايهء اوست * وجودِ خاكيان از سايهء اوست زهر سايه كه اوّل گشت حاصل * در آخِر شد يكى ديگر مقابل ز نورش شد ولايت سايه گستر * مغارب با مشارق شد برابر [ تأويلات گلشن راز صص 140 - 142 ] [ گنجينهء نوشتههاى ايرانى ( 9 ) بعضى از تأويلات گلشن راز / صص 140 - 142 به تصحيح و ترجمه و شرح فرانسوى ، هنرى كربن 1961 م - 1440 ه ش انستيتو ايران و فرانسه ] « نجم الدّين رازى » در « مرصاد العباد » مىنويسد : « . . . در مقاماتى كه جملهء انبياء عليهم السّلام در مدّت عمرهاى دراز خويش ، عبره كرده بودند . و مع هذا هر يك در مقامى بمانده - چنان كه آدم در صفوت و نوح در دعوت و ابراهيم در خلّت و موسى در مكالمت و عيسى در كلمت و داوود در خلافت و سليمان در مملكت - خواجه را عليهم السّلام بر جمله عبور دادند . به مدّتى اندك كه « أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ - آنها كسانى بودند كه خدا خود آنها را هدايت كرد » [ قرآن كريم ، سورهء 6 ( أنعام ) آيهء 90 ] و از همه در گذرانيدند كه ( نحن الآخرون السّابقون ) و به مقامى رسانيدند كه كس را نرسانيده بودند و فضيلتها دادند كه كس را نداده بودند . . . [ مرصاد العباد ، ص 242 و 243 چاپ شمس العرفاء و ص 428 چاپ محمّد امين رياحى ]